این بار پیشنهاد به 25دلار رسید و در نتیجه تعداد میمون ها انقدر کم شد که به سختی می شد میمونیبرای گرفتن پیدا کرد.این بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هرمیمون ۵۰ دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت کارها رابه شاگردش محول کرد تا از طرف او میمونها را بخرد.
در غیاب تاجر شاگرد بهروستایی ها گفت:"این همه میمون در قفس را ببینید!من انها را به 35دلار بهشما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد انها را به ۵۰ دلار به اوبفروشید."روستایی ها که وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند وتمام میمونها را خریدند...البته از ان به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردشرا ندید و تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون...!!!
برچسب:
نویسنده: ایران